زبان مشترک
گریه ی تو ابروبه گریه انداخت
گریه ی توهزار تا رودخونه ساخت
توگریه کردی و همین ترانه
با گریه ی تو قافیه هاش وباخت
وقتی توگریه می کنی انگاری
تموم دنیا پر هق هق می شه
گریه نکن ای توبه کرده از عشق
با گریه ی تو سنگ هم عاشق می شه
لعنت به هر چی تورو به گریه انداخت
به هر چی که چشمات و بارونی کرد
به هر چی که پرنده چشمات و
از آسمون گرفت و زندونی کرد
وقتی تو گریه می کنی...گل نور
تو کوچه های شب بغل بغل نیست
شب از غم گریه ی تو می میره
با گریه ی تو...شب،شب غزل نیست
هم گریه قدیمی آشنا
گریه نکن همینه رسم دنیا
رسمش همینه که حالا گریه مون
زبون مشترک شده بین ما
گریه توغمگین ترین ترانه س
برای عابرای کوچه غم
ابرای خسته گریه شون می گیره
سر می ذارن وقتی رو شونه هم
اگه می خوای بغض هزار سالت و
برای این کویر خسته بشکن
اما بدون دل شنی ش می گیره
تن کویر ...یعنی دل خود من
نه تو کتابا خوندم و نه تو شعر
اما تویک شب ماه نو در میاد
موسیقی خنده هامون می پیچه
تا میدون شهری که می شه آزاد

0 همسفران:
Post a Comment
<< ايستگاه اول